ضرورت انجام طرح

حفظ و حراست از منابع طبیعی (مواد، انرژی و آب) و محیط‌زیست یکی از رویکردهای اجتناب‌ناپذیر در هر جامعه می‌باشد. ضرورتی که باور کردن آن دیگر از حیطه اختیار دولت‌ها خارج شده و به موضوعی حیاتی تبدیل شده است. موضوعی که جز جدانشدنی قوانین و سیاست‌های اجرایی جوامع امروزی به حساب می‌آید، به طوری که:

   سالانه میلیاردها دلار صرف آموزش، تحقیقات و توسعه در زمینه مسایل مرتبط با محیط‌زیست می‌شود.

   موسسات و آژانس‌های دولتی و غیردولتی بسیار زیادی تاسیس شده و در این زمینه به ارایه خدمات مشغول هستند

   دانشگاه‌ها پا را از تاسیس رشته‌های محیط‌زیست فراتر نهاده و اقدام به تاسیس دانشکده‌های حفاظت از محیط‌زیست نموده‌اند.

    سالانه هزاران کنفرانس، سخنرانی علمی، نشست تخصصی و ... در این زمینه تشکیل می‌شود.

کشور عزیزمان ایران نیز در راستای این موج جهانی اقدام به فعالیت‌های گسترده‌ای در این زمینه نموده است که شاید بتوان تشکیل دولت سبز را یکی از بزرگترین اقدامات صورت گرفته دانست. آیین نامه اجرایی هیئت وزیران که به پیشنهاد سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور در تاریخ 17/1/1382 و به استناد بند پ قانون بودجه سال 1382 کل کشور به تصویب رسید. در این آیین‌نامه دستگاه‌های ملی و استانی را موظف به اجرای مواردی از قبیل:

   مشخص نمودن فعالیت‌ها و اولویت‌های سالانه زیست محیطی
   صرف اعتبارات برنامه محیط زیست و مدیریت سبز در اجرای فعالیت‌های مشخص شده. مانند: استقرار نظام مدیریت سبز، آموزش و جلب مشارکت کارکنان، شناسایی مشکلات و تدوین برنامه اجرایی رفع آن‌ها، ممیزی و گزارش‌دهی، اطلاع‌رسانی و تنویر افکار کارکنان، کاهش مصرف مواد و انرژی، بازیافت ضایعات و ...
   ارایه گزارش پیشرفت کار در هر شش ماه به سازمان حفاظت محیط زیست

نموده است.

احساس این ضرورت ملی، عدم وجود استانداردهاي مصرف انرژي در محيط هاي آموزشي و تحقيقاتي، عدم تغييرات فناوريكي در راستاي بهينه سازي انرژي به دليل سياستهاي يارانه اي در سطح ملي و ضرورت توسعه روش شناسي هاي يكپارچه سيستم دانشگاه، دلایلی بر شكل گيري مدیریت سبز و ایجاد دانشگاه سبز در دانشگاه صنعتی شریف محسوب مي شوند.

دانشگاه به دليل طبيعت فعاليت هاي آن، جزء مراكز انرژي بر محسوب مي شود، رشد بيش از حد مصارف انرژي و مواد، لزوم تخصيص بهينه منابع و افزايش بهره وري را مي طلبد. به طور خلاصه انجام پروژه ایجاد دانشگاه سبز بنابر ضرورت هاي زير انجام گرفته است:

   چارچوبي جهت مطالعات جريان انرژي و مواد در دانشگاههاي كشور وجود ندارد.
   فقدان شاخصهاي مصرف و هزينه ها و شاخصهاي محيط زيستي دانشگاهها
   عدم وجود مقررات و استانداردها و مدل مبنايی در ارتباط با مصرف بهينه انرژي و مواد در دانشگاه